وای دوست جونی انگاهر یهو دنیا رو به من داده بودند وقتی دیم این همه واسم پیغام گذاشتی
۱- میبینی مغز من هیچ وقت درست کار نمیکنه. حس میکنم این بی توجهی من نسبت به غلط های املایی یا همون شعر های پس و پیش یه جور بیماری یا کم توجهی اونم از سر قصد یا یه جور شکلک و دهن کجی... هر چی هست خیلی هم ازش خوشحال نیستم اما کار درستی هم براش انجام نمیدم . فقط ناراحتم و این همون ذهن بیمار منه.
۲- من که فکر نمیکنم با کلاس باشم . احتمالا هوس کرده بودن منو دست بندازن....
۳- چهارشنبه که سهله و همه روزهایم برای تو( یک عاشق کوچولو)
۴- من نه بزرگم نه کوچک . فقط تلاش میکنم مثلا منطقی زندگی کنم. هر چند سراسر پر از احساسم.
میدونی این تلاش من مثل یه دیواره که دور خودم میکشم و امان از ان روز که کسی از پس آجرها. اون ور دیوار رو ببینه که من قوی نیستم. به هر حال این تنها سیاست توی زندگی منه.
اما گاهی خودم مثل یک ضبط از تمام زندگی حرف میزنم.
۵- آره باید بهش میگفتم برو یک فکری به حال فکر زنانه ات بکن. اصولا با تو پایه ام بخصوص وقتی حرف جدی میزنی هر چند گاهی تند میری اما حتما میری و این عالیه.
۶- این تاریخ زن بودن . منو حتی یاد سوسن خانم هم میندازه. به یاد تمامی پروتزها و ساکشن ها و عمل های زیبایی . انگار هنوزم ما اسیران بدنیم. میدونی یه جای این کتاب میگه که خیلی طول کشیده تا با کمک علم ما زنان دیگر اسیر بدن نباشیم و بتونیم جمعیت رو کنترل کنیم اما همین علم دوباره ما را اسیر بدن میکند.
به هر حال من به تازگی پذیرفتم زن بودن قسمتی از اسارت بدن رو داره . چرا که معیار زیبایی همیشه وجود داره.......
۷- امان اگر این بار هم به همام سرنوشت معروف مبتلا شوم. حتی از پدرهم خجالت میکشم.
۸- خوشحالم برای همه روزهای خوب و روزهای خاطرات تلخ که با تو داشته ام چرا که میدانم اگر بخواهیم میتوانیم دوستی ها را دوباره بسازیم.... و این ساختن واقعا مثل خلق کردن زیباست.
۹- فروغ یه دوست وبلاگی که الان باز مدتهاست ازش بیخبرم . منو یاد چند سال پیش خودم میندازه.
۱۰ - وای که من مردم از خوشی این همه نظر اونم یک جا
۱۱- اگه چیزی از قلم افتاد . حتما یاد اوری کنید. اها روناکی دوست داریم