شیمی پلیمر!!

ز گهواره تا گور ------ بجوی




زندگی را بزارید دم کوزه با پولش قاقالیلی بخرین و حال کنین

اصولا قهرمانان زندگی نمیکنند

قهرمانان بیچاره ترین موجودات هستن !

موفقیت فقط از دیگاه دیگران موفقیت و شخص موفق هم موجود بیچاره ای!


آزاده خ!! جونم شما اراده بفرمایید به جای کتک زدن .. من همون وقت رو برای شما فرنی سیب من دراوردی درست میکنم

برای دوستی که این روزها روز اونه

چه بخواد و چه نخواد باید قبول کنه 

که این روزها روز اونه روز روناک و بس

روزهایی ایست توی زندگی که نشانه کوچک خوبی دارن و تو باید مال خودت بکنیشون

و این روزها برای من مصداق همون روزهاست توی زندگی تو

روناک گاهی وقت ها قبول کن دوره یه سری چیز ها سر اومده و آفتاب حتما لبخند میزنه

روزهایت آفتابی دوست زمستانی من

باور کن بعد از رفتن به برزیل فهمیدم زمستون میتونه تابستون باشه

پس محدودیدت مرز های جغرافیایی رو بشکن و مثل همیشه نشون بده

که اگه بهاران در زمستانی هم هست مصداق اش میتواند تولد تو باشد

برایت آرزو ها دارم بس شیرین و زیبا

برایت کله شقی ها و کله پوکی های با مزه آرزومندم

برایت سورپرایز های باحال آرزو دارم

خلاصه که من برات خیلی ارزو دارم ببینم کدومشون رو به مرحله عمل میرسونی


همه این ها باز بهانه ای بود برای گفتن یک جمله خوشحالم که به دنیا آمدی

تولدت مبارک رفیق شفیق!!

دلتنگی حد ندارد رویا زمان و مکان ندارد

در لحظه ای ایران  ، امریکا رو برده تو با مامان تو خیابونی فردا کنکور داری

لحظه ای بعد شیمی فیزیک رو افتادی از نرده های دانشکده نساجی بالا و پایین میپری و میگی مدرس تو صبر کن...

هنوز تموم نشده داری تو کوچه پس کوچه های فرشته دنبال جای پارک میکردی بری خونه همکارت و یه گپی بزنی

و همه اون ها تموم شده و تویی چند تا مقاله و یه پروژه نا تموم یه عالمه رنگ رنگ خاطرات

گفته بودم زن بودن مرحله دارد 

زن بودن عشق است در مراحل جور وا جور زندگی

یکیش همون لحظه ای که همه رو میخوای خوشحال کنی که بیان بالای سرت قند بسابن

هر کاریش میکنی معادلات جواب نمیدهد تو هستی و یک کله پوک که خوب برنامه رو جلو میبره 

و تو هستی تور عروسی و کله قند رقص کنان وسط مجلس

و احتمالا بعد از اون هم بار ها به غلط کردن می افتی اما شیرینه نه 

کله پوکی و حماقت خوبیه !!

مرحله بعدی همون وقتی که به جای درس خوندن با دوستات راجع به مادر شدن حرف میزنی

 و دوستت میگه!! فکرت رو تعطیل کن ! بعد از بچه دار شدن خل میشی مشنگ میشه . چند باری هم میخوای بچه رو پس بدی 

ولی شیرینه آی شیرینه

و حالا یک اسو داریم که به جای درس خوندن داره فکر میکنه کی وسط این یکی حوض بپره

صبر کنید عجله نکنید هنوز کله شقیش کامل نشده

کامل شد خبر میده



شب است و وقت خواب

همه افکاری که از صبح تو آشپزخونه ولشون کردی


من دلم پر میکشد!! به هر آن کجا که باشد !!

صبح که بلند میشم

یه راست میرم تو آشپزخونه ! زندگی از همان جا شروع میشود که سماور که نه همون کتری دوست داشتنی میره رو گاز



میرم تو اتاق ارد رو میریزم تو کاسه روشم شیر نهایت یک تخم مرغ میره تو تابه!!

گوشت در می یاد میره تو قابلامه میره بالا گاز!! 

فکر نمیکنم .... دلم پیش شکلات ...

صبحونه حاضر میرم تو اتاق

ده دقیقه بعد دوباره تو اشپزخونه ام

من دهستم شکلات و خوراک گوشت و سبزیجات و مربای سیب!!

وقت میگذرد و پوست پرتقال ها میمونه تو اب برای فرصت مناسب!!

دوباره ناهار تموم شده!

عصرونه میخواهیم! سیب بخارپز است و فرنی سیب!!

شکلات است و قهوه!

وقت شام است و باز هم غذا و در نهایت چای قرمز آخر شب

اینگونه وقت میکشم اینگونه تمام روز را در جهت خوردن میگذرانم


آهنگ رو بلند میکنم و گوشی هدفون رو میزارم تو گوشم

و اون از اهواز میخونه و شهر عاشق ها و بهشت

من هم از اکسید وانادیوم پنج ظرفیتی 

اون ها دل میبرن و وانادیوم ما هم هیدروژن رو قورت میده

دستها تو هوا بالا 

میریم به که داشته باشیم رقص الکترون ها که سر کله تیتان هم داره پیدا میشه

لب بندر شلوغه!!!