این روزها فکر میکنم همه چی با چی شروع شد
میدونید زن بودنم ، جنس مونث بودنم را دوره میکنم
غرق در تمام لذت های دختر بودن
و سرشار از اندوه روزهای دور بودنم از خودم میشوم
به تمامی قیمت هایش را پرداخت میکنم
و به تمامی وجود خودم را ستایش میکنم
به خاطر تمام صداقت ها و دوست داشتن هایم
هنوز گاهی کودک درونم را شاد میکنم
هنوز ایمان دارم میتوان نصفه شبی عاشق شد و دم صبح به دیدار شتافت
هنوز هیجان های دختر ۱۵ ساله را دارم
من خودم را دیر کشف کردم
به پاکی قلبم قسم میخورم هنوز انقدر معصوم مانده ام که با نگاهی آتش میگیرم
هنوز به عشق اعتقاد دائمی بودن ندارم میدانم دوست داشتن برتر است
اما هنوز میدانم همه چیز با یک نگاه شروع میشود
میدانم که سخت تر میشود دل بست میدانم که دیگر دل نمیبندم
میدانم دیگر به آن سبک عاشقی نمیکنم
اما دروغ چرا گاهی دلم میخواهد گاهی دلتنگ میشوم
نه دلم برای ادمی ، خاطره ای چیزی تنگ نمیشود
دلم برای احساسات پاک خودم تنگ میشود
دلم برای هیجان تنگ میشود