میگم بیاین صورت جلسه کنیم تموم شه

میگه نه که نه

میگم من اگه برم سرم بزنم تا دوساعت دیگه طول میکشه

جدا اگه این پروژه را نگیرم . حالم بد میشود . وقتی از زیر سرم بر میگردی سر کار.

دو روز رفتیم ماموریت

اول مشاور کارخونه . از اون پیر مرد های پر رو عاشقم شد و اسرار برای اینکه با من قرار بزاره.

دوم مریض شدیم .

البته باز هم مریضی نعمت بود

چون مشاور جان فرمودن با خانم دیروزی خیلی فرق میکنی. حالا که من رو میپیچونی حقته مریض بشی.

باز هم خیلی زرنگ بودم که تونستم اقاهه رو جمع و جور کنم.