جمله ای بود که خیلی فکر کردم به اینکه شوخی یا جدی
به اینکه فقط مردانه میتوان زن بود و فقط مردانه میتوان قول داد یا مثلا دخترانه هم میتوان زن بود
به اینکه زن بودن فقط در کنار مرد بودن است و مرد بودن ذات خالص
یا هر کدام موجودی ایست قائم به ذات ولی مکمل
به هر حال این روزها که زندگی از هر مردی تهی ایست تصورات تازه ای را پیدا میکنم
پی نوشت: مامان خانم جان بعد از نمیدانم چندین ماه می آید تهران
اسو تمامی ظرف های خونه رو عوض کرد . حتی قابلامه
اسو این روزها زیاد خرید کرد . لباس های تو خونه جدید خرید .
همه لباس های قدیمی از خونه رفتن بیرون
و همین طور ظرف های قدیمی
ظرف های جدیدم شکل قلبن و قلب های سفید سرامیکی .و جون میده که یکی پیدا بشه و اونها رو خط خطی کنه
اسو امروز امتحان داره دوشنبه هم امتحان داره
اسو داشت دیشب فکر میکرد و اون هم با صدای بلند . چقدر این زبان کبوتر ها مسخره است