اه اه حالم بد شد. چه پست خاله زنکی مسخره ای نوشتم.
مطمئنم که خودش هست
باز هم اصرار و اصرار و اصرار
تا حالا شده یهو هی ازتون خواستگاری کنن
اونم این جوری
(( ای اسو زنم میشی))
دقیقا همینجوری
بعد شما جای من باشین جواب چی میدین؟
و همینجوری هم بخنده و خوشحال باشه . انگار انتظاری جز شنیدن جواب وای حتما یا چرا که نه نداشته باشه.
و من کلافه ام . کلافه بودن هم شاخ و دم نداره که..................داره......
و حرص میخورم از این جمله که وقتی خواستگاری نقد میکنی بهت میگن : مگه بقیه با کی ازدواج کردن
و یهو حس میکنی میخوان هلت بدن توی یه چیزی که از سرنوشت اون بقیه هم خبری نیست....
و چه جوری باید بگم به من اصلا مربوط نیست که چرا دوست من که استاد دانشگاه هست راضی شده با برادر د.ستش که الان دانشجو فوق دیپلم و هیچ کاری هم نداره ازدواج کنه و اصلا به من چه که این ادم یکی از صمیمیترین دوستای من بوده . اصلا حتما یه چیزی دیده
که من هنوز در ادمی ندیدم