امروز خونه آنا بودم داشت با عجله همه لوازم زندگی شو به من پیشنهاد میداد
و من هردم خودم رو به خاطر می آوردم
و این یعنی مهاجرت یعنی بخشش
و من با دو تا چمدون پر برگشتم خونه
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۰۶ ساعت 23 توسط اسو
|