دلتنگی حد ندارد رویا زمان و مکان ندارد
در لحظه ای ایران ، امریکا رو برده تو با مامان تو خیابونی فردا کنکور داری
لحظه ای بعد شیمی فیزیک رو افتادی از نرده های دانشکده نساجی بالا و پایین میپری و میگی مدرس تو صبر کن...
هنوز تموم نشده داری تو کوچه پس کوچه های فرشته دنبال جای پارک میکردی بری خونه همکارت و یه گپی بزنی
و همه اون ها تموم شده و تویی چند تا مقاله و یه پروژه نا تموم یه عالمه رنگ رنگ خاطرات
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۵ ساعت 19 توسط اسو
|