امروز کلاس دارم تکالیفم رو انجام ندادم قرار بوده اسم ده تا کشور با مونث و مذکرش به زبون کبوتر ها پیدا کنم

۵ شنبه اتفاقات عجیب و غریبی داشتم جمعه خوب بود هر چند باز هم احساسات عجیب و غریب داشتم اصلا من همیشه دنبال احساسات عجیب و غریب میگردم

به قول دوستی همه چیز رو فست فودی برگزار میکنی

به هر حال روز گار عجیبی ایست نازنین

آقای رون مرد ، آقای رون خوکچه هندی خواهرم بود ، من نتوستم تا قبل از مرگش ببینمش ولی خودم براش قبر کندم و آقای میم هم کلی کمک کرد و هی گریه کرد. آقای رون متاسفم که تو فدای غرور من و احساسات ترس من شدی

میدونم مامان میم از تو خوب مراقبت کرد اما .................

میدونم الان دوهفته گذشته و شاید تا حالا پارکبان قبر تو رو هم خراب کرده باشه اما باید به هر حال یه روز مینوشتم نمیدونی اون روز که بعد از مدتها آقای میم رو دیدم چه قدر راحت تر گذشتم

خیلی حرف های بی سروتهی میزد میدونی رون عزیز اون شب کمکم کردی برای همیشه از ذهنم بره بیرون تونستم تمام تقدس های خاطراتم رو بشکنم مرسی امیدوارم دیگه اجدادت اسیر ما ادمیزاد های خودخواه نشن

میبینید ادم به یک خوکچه هندی هم وابسته میشه اون وقت انتظارات عجیب این جنس مخالف ادمو متعجب زده میکنه تا دیروز با تو بودن از امروز  به نظرشون دیگه دلتنگی معنی نمیده

رون عزیز گریه های آقای میم برای تو بود یا من رو نمیدونم اما حالا خوب میدونم که خیلی دلم به حال این جنس مخالف میسوزه خیلی هیچ وقت نمیدونن چی میخوان یکی مثل آقای میم یکی مثل آقای .....

و همیشه ..............................